<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://n_barkhordari.loxblog.com</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>post</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-39</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-39</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;دوست داشتن ساده اما دل سپردن سخت است / دل دادن ساده اما فراموش کردن سخت است

عاشق شدن ساده اما عاشق ماندن سخت است . . .
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-38</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-38</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-37</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-37</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;عجب موجود سخت جانی ست دل !

هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد ! ....]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>یک کلام حرف با خدا</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/یک-کلام-حرف-با-خدا</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/یک-کلام-حرف-با-خدا</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
خدایا کفر نمی&zwnj;گویم، پریشانم، مرا بی &zwnj;آنکه خود خواهم اسیر زندگی &zwnj;کردی.

خداوندا! اگر روزی غرورت را برای &zwnj;تکه نانی &zwnj;به زیر پای&zwnj; نامردان بیاندازی&zwnj;

و شب آهسته و خسته تهی&zwnj; دست و زبان بسته به سوی &zwnj;خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می&zwnj;گویی ... نمی&zwnj;گویی؟!

خداوندا!

اگردر روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه&zwnj;ی &zwnj;دیوار بگشایی

لبت بر کاسه&zwnj;ی&zwnj; مسی&zwnj; قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف&zwnj;تر

عمارت&zwnj;های &zwnj;مرمرین بینی&zwnj; و اعصابت برای&zwnj; سکه&zwnj;ای&zwnj; این&zwnj;سو و آن&zwnj;سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می&zwnj;گویی ... نمی&zwnj;گویی؟!

خداوندا!

تو می&zwnj;دانی&zwnj; که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی &zwnj;می&zwnj;کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فاحشه دعایم کن!!!!!</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/فاحشه-دعایم-کن</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/فاحشه-دعایم-کن</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;سلام فاحشه........&nbsp;تعجب کردی!؟


میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم&nbsp;،&nbsp;و گفتن از تو ننگ است ! اما میخواهم برایت بنویسم . &nbsp;شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه&nbsp;نان&nbsp;! چه گناه کبیره ای&hellip;!&nbsp;

میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام !&nbsp;راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین&nbsp;من&nbsp;و&nbsp;تو،&nbsp;زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این &laquo;ایثار&raquo; است !&nbsp;

مگر هردو از . یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است.... بفروش ! تنت را حراج کن&hellip; من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.&nbsp;

شنیده ام روزه میگیری، غسل میکنی،&nbsp;نماز&nbsp;میخوانی، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده قاسم داری، رمضان بعد از افطار کار می کنی، محرم تعطیلی !&nbsp;

من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده&nbsp;قاسم نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!

فاحشه&nbsp;دعایم&nbsp;کن......&nbsp;





    &nbsp;
    
    &nbsp;
    

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-36</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-36</guid>

<description><![CDATA[
زندگی تمامش خطای دید است من تو را می بینم و تو مرا نمی بینی!...

&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سلامتی دختری ...</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/سلامتی-دختری</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/سلامتی-دختری</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;سلامتی دختری که عاشق پاهای پیاده عشقش بود چون ماشین نداشت
سلامتی دختری که با عشقش رفت رستوران دونگه غذا شو داد تا جیب عشقش خالی نشه
سلامتی دختری که اگه هر جا بدونه عشقش رفت جای خالی bf شو کنارش حس کرد
سلامتی دختری که دنباله ماشین ، ملک پدری و قیافه عشقش نبود
سلامتی دختری که در هر شرایطی عشقشو تنها نذاشت
... ... سلامتی دختری که عشقشو وسیله ندید برای بازی
سلامتی دختری که هیچ وقت miss برای عشقش ننداخت
سلامتی دختری که رو عشقش حساس بود
سلامتی دختری که با لبخند عشقش دل گرم می شد...
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>جملات زیبا والهام بخش</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/جملات-زیبا-والهام-بخش</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/جملات-زیبا-والهام-بخش</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-35</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-35</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم&nbsp;
چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دلزده از لیلیا&nbsp;
خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر&nbsp;تو ای جوونی
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-34</link>
<guid>https://n_barkhordari.loxblog.com/post-34</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;روزی دختری به کوروش کبیر گفت:
(من عاشق شما شده ام و می خواهم با شما ازدواج کنم)
.
کوروش کبیر گفت:
(برادرم که پشت شما ایستاده از من زیباتر و شایسته تر برای ازدواج با شماست)
.
دختر برگشت ولی کسی اونجا نبود
.
کوروش گفت:
(اگر عاشق بودی بر نمی گشتی)]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:12:31 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

